رهبر معظم انقلاب سال جدید را سال جهاد اقتصادی نامیدند
الحمدللَّه ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام على سیّدنا و نبیّنا ابىالقاسم محمّد و على اله الأطیبین الأطهرین المنتجبین الهداة المهدیّین المعصومین سیّما بقیّة اللَّه فى الأرضین.
ربّنا علیک توکّلنا و الیک انبنا و الیک المصیر.
عید امسال دو تبریک دارد؛ هم تبریک عید نوروز است، هم تبریک ورود ماه ربیعالمولود است؛ که ولادت نیر اعظم و نبى مکرم، حضرت محمدبنعبداللَّه (صلّىاللَّهعلیهوالهوسلّم) در آن وارد است. خود عید نوروز هم جزو اعیاد بابرکت براى ما ایرانىهاست.
مردم سال را با یاد خدا شروع مىکنند و از خداوند متعال تحول به احسنالحال را مسئلت مىکنند. امسال علاوهى بر اینها، ذخیرهى معنوى توسلات و توجهات ماه محرم و صفر هم بر برکات این عید افزوده است. شما جمع حاضر در این صحن هم که مشرّف به زیارت بارگاه حضرت علىبنموسىالرضا (علیهالسّلام) هستید، برکات بیشترى دارید. براى من هم فرصتى است تا برخى از مسائلى را که در آغاز سال براى ما انشاءاللَّه مفید خواهد بود، مطرح کنم.
اول سال فرصت خوبى است براى تقویت عزم ملى، براى برکت بخشیدن به عمر خود در این سال. اگر همهى آحاد ما مردم ایران از اول سال عزم خود را بر این متمرکز کنیم که با تلاش خود، با حرکت خود، سال پُربارى براى خود فراهم کنیم، خداى متعال هم یقیناً کمک خواهد کرد. البته جانمایهى این عزم ملى و بزرگ، نیت پاک و تصمیم بر جلب رضاى الهى است؛ تصمیم بر پیمودن صراط مستقیم؛ و آنگاه شناختن موقعیت خود و وضع خود، جایگاه خود در شرایط کنونى عالم و چالشهایى که پیش روى ملت قرار دارد، و شناختن خطوط اساسى براى مواجههى با چالشها. این، شرط موفقیت یک ملت زنده است؛ وضع خود را، جایگاه خود را، شرائط خود را درست بشناسد و براى این شرائط برنامهریزى داشته باشد و عزم و تصمیم قاطع بر مواجههى با آنچه که در این راه براى انسان به طور طبیعى پیش بیاید. من از این فرصت استفاده مىکنم؛ در این ساعتى که در خدمت شما هستم، در این بارهها قدرى صحبت مىکنم.
آنچه که اساس مطلب براى ما ایرانىهاست - که همیشه باید این را در مد نظر داشته باشیم - این است که ملت ما و مجموعهى ما مردم ایران هدف بزرگى براى خودمان ترسیم کردیم و در طول دهههاى پس از انقلاب، این هدف را دنبال کردیم. هرچه نگاه مىکنیم، احساس مىکنیم که ما براى رسیدن به این دو هدف، توانایىهاى لازم را داریم. این هدف بزرگ عبارت است از سربلندى ایران اسلامى، الگوشدن در میان ملتهاى مسلمان، هم از لحاظ مادى و هم از لحاظ معنوى. معناى این حرف این است که ملت ما، هم از لحاظ مادى و هم از جنبههاى معنوى ارتقاء پیدا کند؛ استقلال ملى داشته باشد؛ عزت ملى داشته باشد؛ توان و ظرفیت ملى داشته باشد؛ بتواند از همهى ظرفیتهاى خود استفاده کند؛ از رفاه عمومى برخوردار باشد و عدالت عمومى و اجتماعى بر زندگى او حاکم باشد. این ملت در آن صورت مىشود الگو براى همهى جوامع مسلمان و حتّى غیر مسلمان. ملت ایران مىخواهد ملتى باشد آزاد، مرفه، باایمان، و کشورى داشته باشد آباد و پیشرفته؛ این هدف ملت ایران است.
در این هدف، اختلافى هم وجود ندارد؛ دعواهاى جناحى و اختلافات سیاسى در اینجا همه برطرف مىشود؛ این هدفِ مورد قبول همهى آحاد ملت ایران است. کشورى آباد داشته باشیم، ملتى آزاد و سربلند داشته باشیم، از ظرفیتهاى ملىِ خودمان بخوبى استفاده کنیم، بتوانیم پیشرو باشیم، پرچم عدالت اجتماعى را در دست داشته باشیم، پرچم ایمان اسلامى را در پیشاپیش همهى ملتهاى مسلمان به دوش بگیریم؛ این چیزى است که همهى ملت ایران طالب و عاشق آن هستند. و مىتوانیم به این هدف دست پیدا کنیم؛ هم شناخت ظرفیتهاى ملى به ما این امید را مىدهد، هم تجربهها این را تأیید مىکند.
و اما دشمن بیرونى. دشمن بیرونىِ این هدف ما عبارت است از نظام سلطهى بینالمللى؛ یعنى همان چیزى که به او مىگوییم استکبار جهانى. استکبار جهانى و نظام سلطه، دنیا را به سلطهگران و سلطهپذیران تقسیم مىکند. اگر ملتى بخواهد در مقابل سلطهگران از منافع خود دفاع کند، سلطهگران با آن ملت دشمنى مىکنند؛ روى او فشار مىآورند و سعى مىکنند مقاومت او را در هم بشکنند. این، دشمنِ یک ملتى است که مىخواهد مستقل و عزتمند و آبرومند و پیشرفته بشود و زیر بار سلطهگران نرود؛ این دشمنِ بیرونى است. امروز مظهر این دشمنى عبارت است از شبکهى صهیونیسم جهانى و دولت کنونى ایالات متحدهى امریکا. البته این دشمنى مال امروز نیست؛ روشها تغییر مىکند، اما سیاست دشمنى با ملت ایران از اول انقلاب تا امروز بوده است. هرچه توانستهاند، فشار وارد آوردهاند، اما عبث؛ فشارهاى آنها نتوانسته است ملت ایران را ضعیف کند یا به عقبنشینى وادار کند؛ نه تحریم اقتصادىشان، نه تهدید نظامىشان، نه فشار سیاسىشان، نه جنگ روانىشان. امروز ما از پانزده سال قبل، از بیست سال قبل، از بیست و هفت سال قبل بسیار قوىتر هستیم؛ این نشاندهندهى این است که دشمن در دشمنى با ملت ایران و نظام جمهورى اسلامى ناکام مانده است؛ اما این دشمنى هست.
امروز در دنیا تناقضى وجود دارد. ملت ایران از نظر ملتهاى مسلمان و ملتهاى منطقه - ملتهاى آسیا، ملتهاى آفریقا، ملتهاى امریکاى لاتین، ملتهاى منطقهى خاورمیانه - یک ملت شجاع، مدافع حق و عدالت، و ایستادهى در مقابل زورگویىهاست؛ ملت ایران را اینطور شناختهاند. آنها ملت ایران را تحسین و ستایش مىکنند. اما همین ملت ایران و همین نظام جمهورى اسلامى که اینقدر مورد ستایش ملتهاست، از نظر قدرتهاى زورگو، متهم به نقض حقوق بشر است، متهم به سلب امنیت جهانى است، متهم به حمایت از تروریسم است! این تناقض است؛ تناقض بین نگاه ملتها و خواستهى قدرتها. این تناقض، تهدیدکنندهى نظام سلطهى جهانى است. روزبهروز اینها دارند از ملتها دور مىشوند؛ این یک رخنهى فرسایشى را در بناى لیبرال دموکراسى غرب به وجود آورده است و روزبهروز این رخنه بیشتر خواهد شد. بالاخره تبلیغات استکبار تا مدتى مىتواند حقایق را پنهان کند؛ همیشه که نمىتوانند حقایق را پنهان کنند؛ ملتها روزبهروز بیدارتر مىشوند. شما نگاه کنید؛ رئیس جمهور ملت ایران به کشورهاى آسیا، به کشورهاى آفریقا، به کشورهاى امریکاى جنوبى مسافرت مىکند، ملتها براى او شعار مىدهند، به نفع او تظاهرات مىکنند، اظهار حمایت مىکنند؛ رئیس جمهور امریکا هم به کشورهاى امریکاى جنوبى - یعنى حیاط خلوت امریکا - مسافرت مىکند، ملتها پرچم امریکا را به مناسبت آمدن او آتش مىزنند؛ این معنایش تزلزل پایههاى لیبرال دموکراسىاى است که امروز غرب و جلوتر از همه امریکا، مدعى پرچمدارى آن هستند. تناقض در خواست آنها و تمایلات مردم و مشاهدات مردم روزبهروز بیشتر مىشود. دم از دموکراسى مىزنند، دم از حقوق بشر مىزنند، دم از امنیت جهانى مىزنند، دم از مبارزهى با تروریسم مىزنند، اما باطن شریر آنها حکایت از جنگطلبى آنها مىکند؛ حکایت از پایمال کردن حقوق ملتها مىکند؛ حکایت از میل وافر و اشتهاى سیرىناپذیر آنها بر منابع انرژى جهانى مىکند؛ این را ملتها مىبینند. روزبهروز آبروى لیبرال دموکراسى و آبروى امریکا - که پیشقراول لیبرال دموکراسى است - در دنیا در نظر ملتها دارد کم و کمتر مىشود. در مقابل، آبروى ایران اسلامى دارد بیشتر مىشود. ملتها مىفهمند که امریکایىها در ادعاى دفاع از حقوق بشر دروغ مىگویند؛ یک نمونهى آن، رفتار آنها با کشور خود ماست. ایران در زمان طاغوت - زمان رژیم پهلوى - یکسره در مشت امریکایىها بود؛ امریکایىها بر سراسر ایران مسلط بودند؛ پایگاه نظامى در ایران به وجود مىآوردند، براى تسلط بر تحرک کشورهاى عرب منطقه؛ مىخواستند اینها را از پایگاه ایران زیر نظر داشته باشند. ایران همپیمان اسرائیل بود؛ بدترین دیکتاتورىها بر این کشور حاکم بود؛ مبارزان را در زندان شکنجه مىکردند؛ در سرتاسر کشور - در همین شهر مشهد، در تهران و در همهى شهرهاى کشور - اختناق و شدت عمل مأموران جلاد رژیم طاغوت بر مردم مسلط بود؛ نفت ما را تاراج مىکردند؛ اموال عمومى و ثروتهاى ملى را به نفع حکام و به نفع بیگانگان به تاراج مىدادند؛ ملت ایران را از حضور در مسابقهى علمى و صنعتى دنیا مانع مىشدند؛ ملت را تحقیر مىکردند. آن ایران، متحد درجهى یک امریکا در این منطقه بود؛ زمامدارانش هم محبوب امریکا بودند؛ هیچ اعتراضى هم به نقض حقوق بشر و نقض دموکراسى بر آن حکومت طاغوتى وارد نبود. امروز ایران یک کشور آزاد است؛ با این مردمسالارى واضح - که مردمسالارى ما در دنیا بسیار کمنظیر است - با این ارتباط مستحکم بین مردم و مسئولان کشور؛ این ایران از نظر امریکایىها، از نظر دولت امریکا و سیاستمداران امریکا یک کشور نامطلوب به حساب مىآید؛ این نشاندهندهى جهتگیرى استکبار جهانى در مقابل حقایق موجود عالم است. البته امریکایىها از این دشمنى سودى نبردهاند و باز هم نخواهند برد. ملت ایران روزبهروز قوىتر مىشود و ارزشهاى انقلاب روزبهروز برجستهتر و تازهتر مىشود.
ما در مقابل این دو دشمن وظائفى داریم. اول دشمن را باید شناخت، بعد باید نقشهى او را دانست. امروز دشمنان بیرونى ما هم براى ملت ایران نقشه دارند. ما سیاستهاى پنجسالهى خودمان را تعریف مىکنیم؛ افق چشمانداز بیستساله را تعریف مىکنیم؛ براى اینکه راه خودمان را مشخص کنیم. دشمن ما هم همینطور؛ او هم براى ما برنامه دارد؛ او هم سیاستى دارد. باید سیاست او را بشناسیم.
من برنامههاى استکبار جهانى علیه ملت ایران را در سه جمله خلاصه مىکنم: اول، جنگ روانى؛ دوم، جنگ اقتصادى؛ و سوم، مقابله با پیشرفت و اقتدار علمى. دشمنىهاى استکبار با ملت ما در این سه قلم عمده خلاصه مىشود. البته اینها را باید دستگاههاى تبلیغاتى و رسانهها و شخصیتهاى سیاسى بیشتر براى مردم توضیح بدهند. من اجمالاً سرفصل و خلاصهاى از مطالب را به شما عرض مىکنم.
جنگ روانى یعنى چه؟ هدف جنگ روانى، مرعوب کردن است. کى را مىخواهند مرعوب کنند؟ ملت که مرعوب نمىشود؛ تودهى عظیم مردم که مرعوب نمىشوند. چه کسى را مىخواهند مرعوب کنند؟ مسئولان را، شخصیتهاى سیاسى را، به قول معروف خود ما نخبگان را؛ اینها را مىخواهند مرعوب کنند. کسانى که قابل تطمیعند، آنها را مىخواهند تطمیع کنند؛ ارادهى عمومى را مىخواهند تضعیف کنند؛ درک مردم از واقعیتهاى جامعهى خودشان را مىخواهند تغییر دهند؛ هدف جنگ روانى این است. یک نفر که بیمار نیست، صد بار به او بگویند آقا! شما کسالت دارید، شما مریضید، یک مقدار احساس بیمارى مىکند. بعکس، اگر کسى دچار بیمارى هم باشد، صد بار به او بگویند شما حالتان خوب است، احساس صحت مىکند. با تلقین مىخواهند واقعیتهاى کشور ما را در نظر ملت ما دگرگون کنند. ملت ما ملتى است بااستعداد، داراى قابلیت، داراى ظرفیت، داراى ثروتهاى عظیم طبیعى؛ چنین ملتى مىتواند پیشرو باشد. دلیلى ندارد که این ملت، ناامید باشد؛ اما آنها مىخواهند واقعیتها را تغییر دهند و ملت را ناامید کنند؛ مىخواهند اعتماد ملت را به مسئولان ضعیف کنند. اینکه مردم به دولت و مسئولانشان اعتماد داشته باشند، براى یک کشور خیلى نعمت بزرگى است؛ مىخواهند این نعمت را بگیرند و مردم را بىاعتماد کنند، هم به خودشان، هم به مسئولینشان؛ مردم را با شایعه، به تحریم و خشونت تهدید کنند؛ در تبلیغات، جاى مدعى و متهم را عوض کنند. امروز امریکا متهم است و ملتها مدعى امریکایند. ما امروز مدعى امریکا هستیم. امریکا متهم است به دستاندازى به استکبار، به مستعمرهپرورى، به جنگطلبى، به اشغال نظامى، به فتنهانگیزى. ما طلبگاریم، ما مدعى هستیم. آنها مىخواهند خودشان را در جایگاه مدعى بگذارند و ملت ایران را در جایگاه متهم قرار دهند. در خود امریکا وضع حقوق بشر اسفبار است و ناامنى وجود دارد. در یک سال - سال 2003 - سیزده میلیون بازداشت شهروندان امریکایى را خودشان گزارش کردند! مجوز شکنجه مىدهند، مجوز شنود تلفن مىدهند. بعد از حادثهى بیست شهریورِ چند سال قبل، اینها چند میلیون نفر را بازجویى کردند. یک چنین فضاى ناامن در داخل امریکا؛ در خارج هم که زندانهاى ابوغریب و شکنجهها و زندان گوانتانامو و زندانهاى مخفىاى که در اروپا و در نقاط دیگر دارند. آنها باید جواب بدهند. آنها متهمند، آنها نقض حقوق بشر مىکنند؛ آن وقت مىشوند مدعى حقوق بشر، و ملت ایران را یا هر جا را که میلشان بکشد، مىخواهند به محاسبه بکشند که شما نقض حقوق بشر کردهاید! تروریسم را آنها دارند ترویج مىکنند. این کارها جنگ روانى است که آنها دارند انجام مىدهند.
یک بخش از جنگ روانى دشمن، دامن زدن به اختلافات است. در داخل کشور ما اختلافات قومى، اختلافات مذهبى - شیعه و سنى - اختلافات جناحى، اختلافات صنفى و رقابتهاى صنفى را ترویج و تبلیغ مىکنند. در داخل، مزدوران و ایادىاى هم دارند که مقاصد آنها را در اینجا به شکلهاى گوناگون عمل مىکنند. اینها شایعهپراکنى مىکنند. در مسئلهى عراق، ایران را متهم مىکنند. کسانى که آمدهاند عراق را اشغال کردهاند، ملت عراق را تحقیر کردهاند، زنان، مردان و جوانان عراقى را به انواع مختلف مورد اهانت قرار دادهاند، همین حالا هم نظامى امریکایى و انگلیسى در عراق با کمال بدرفتارى دارد عمل مىکند، اینها ایران را متهم مىکنند که در امور عراق دخالت مىکند. آن روزى که دولت امریکا و خیلى از دولتهاى غربى از صدام بعثىِ معدوم حمایت مىکردند، ملت ایران آغوشش را بر روى آزادگان عراقى باز کرد؛ آزادمردان عراقى به اینجا آمدند و ما آنها را از شر صدام حفظ کردیم؛ امروز همانها در عراق به قدرت و حکومت رسیدهاند. تروریسم در عراق با تحریک سرویسهاى جاسوسى امریکا و انگلیس و اسرائیل است. این برادرکشىها در عراق ناشى از جنگ شیعه و سنى نیست؛ شیعه و سنى قرنها در عراق با هم زندگى کردهاند و جنگى هم نداشتهاند. خانوادههاى عراقىِ بسیارى هستند که بعضىشان شیعهاند، بعضىشان سنى؛ با هم ازدواج کردهاند، با هم زندگى مىکردند. این ترورها را آنها به وجود آوردهاند؛ آنها هستند که از ناامنىها سود مىبرند.
در مورد نفوذ شیعه و ترویج تشیع از سوى ایران و هلال شیعى و از این حرفها، شایعهپراکنى مىکنند. یکى از شعبههاى جنگ روانى اینها این است: اولاً بین ملت ایران اختلاف بیندازند، ثانیاً بین ملت ایران و ملتهاى دیگر مسلمان اختلاف بیندازند. سیاست امریکا این بوده است که همسایههاى ما را در خلیج فارس از نظام جمهورى اسلامى بترساند. البته بعضى از آنها آگاهانه و هوشیارانه توطئه را فهمیدهاند، بعضى هم ممکن است اشتباه کنند و در دام این توطئهى امریکایى بیفتند. ما به سوى همسایههاى خلیج فارس - که منطقهى عمدهى نفتى دنیا متعلق به این مجموعه است - همیشه دست دوستى دراز کردهایم؛ الان هم با آنها دوستیم و دست دوستى دراز مىکنیم و اعتقاد ما این است که کشورهاى حوزهى خلیج فارس باید پیمان دفاعىِ مشترک داشته باشند و باید با هم همکارى کنند. براى دفاع از این منطقهى مهم نباید امریکا و انگلیس و بیگانگان و دیگران و طمعورزان بیایند؛ خود ما باید امنیت این منطقه را حفظ کنیم؛ و این با همکارى کشورهاى خلیج فارس ممکن است.
من به همین مناسبت به عناصر سیاسى داخلى هم دوستانه نصیحت مىکنم؛ مراقب باشند، طورى حرف نزنند، طورى موضعگیرى نکنند که به مقاصد دشمن در این جنگ روانى کمک شود؛ به دشمن کمک نکنند. امروز هر کس که مردم را ناامید کند و به خود، به مسئولین و به آینده بىاعتماد کند، به دشمن کمک کرده. امروز هر کس که به اختلافات دامن بزند - هر نوع اختلافاتى - به دشمن ملت ایران کمک کرده. کسانى که قلم دارند، بیان دارند، تریبون دارند، جایگاهى دارند، باید مراقب باشند؛ نباید بگذارند دشمن از آنها استفاده کند. جنگ روانى دشمن، مهمترین بخش مبارزهى دشمن با ملت ایران است.
جنگ اقتصادى هم یکى دیگر است. مىخواهند ملت ایران را از لحاظ مسائل اقتصادى در تنگنا قرار دهند. من عرض مىکنم میدان براى تحرک اقتصادى ملت ایران باز است. با سیاستهاى اصل 44 که ابلاغ شد و دولت هم مجدانه دنبال این است که اینها را تحقق ببخشد و باید هم دنبال کند، میدان کار اقتصادى باز است؛ نه فقط براى افرادى که ثروتمندند، حتّى براى آحاد مردم. سال 86 و شاید تا یکى دو سال بعد رویکرد دولت و رویکرد فعالان کشور باید رویکرد اقتصادى باشد. ما مىتوانیم اقتصاد خودمان را شکوفا کنیم. تهدید مىکنند که تحریم مىکنیم. تحریم نمىتواند به ما ضربهاى بزند. مگر تا حالا تحریم نکردهاند؟ ما در حال تحریم به انرژى هستهاى رسیدهایم؛ ما در حال تحریم به پیشرفتهاى علمى رسیدهایم؛ ما در حال تحریم به این سازندگىهاى وسیع در کشور رسیدهایم. تحریم در شرائطى حتّى ممکن است به نفع ما تمام شود؛ از این جهت که همت ما را براى تلاش و فعالیت بیشتر کند. رویکرد کشور در سالى که امروز اول آن است، و حتّى یکى دو سال بعد، باید رویکرد اقتصادى باشد. از سیاستهاى اصل 44 همه باید استفاده کنند. کسانى که توانایى سرمایهگذارى دارند، حتّى افرادى که مىتوانند سرمایهگذارى را با اجتماع و شرکت انجام دهند، اینها راه دارد. آحاد مردم و صنوف مختلف مردم مىتوانند سرمایهگذارى کنند؛ مىتوانند در این راه با یکدیگر شریک شوند و سهیم باشند. علاوه بر سهام عدالتى که تقریباً ده میلیون نفر را شامل مىشود - که مال دو دهک پائین جامعه است - بقیهى آحاد مردم هم مىتوانند از این سیاستها استفاده کنند؛ راه دارد. مسئولین دولتى باید راههاى مشارکت مردم را در فعالیتهاى اقتصادى به آنها بگویند. این سیاستها به معناى تولید ثروت عمومى براى جامعه است. تولید ثروت از نظر اسلامى بىمانع است. تولید ثروت با غارت ثروت دیگران فرق دارد. یک وقت کسى به اموال عمومى دستدرازى مىکند، یک وقت کسى بىقانون و بدون پیروى از قانون به دستاوردهاى مادى مىرسد؛ اینها ممنوع است؛ اما از طریق قانونى، تولید ثروت از نظر شارع مقدس و از نظر اسلام، مطلوب و مستحسن است. ثروت را تولید کنند، منتها در کنارش اسراف نباشد. اسلام به ما مىگوید ثروت تولید کنید، اما اسراف نکنید. مصرفگرایى افراطى مورد قبول اسلام نیست. آنچه که از تولید ثروت به دست مىآورید، باز همان را وسیلهاى براى تولید ثروت دیگر بکنید. مال را نه به صورت راکد و نازا دربیاورید - که در اسلام اسمش کنز کردن است - نه به صورت ولخرجى و ولنگارى در مصرف مال، آن را صرف در چیزهاى غیر لازم زندگى کنید؛ اما با توجه به اینها، ثروت را براى خودتان تولید کنید. ثروت آحاد مردم، ثروت عموم کشور است؛ همه از آن سود مىبرند. روح اصل 44 و سیاستهاى اصل 44 این است. طورى بشود که منابع درآمدى آحاد مردم، بخصوص طبقات ضعیف، متنوع شود؛ مردم بتوانند گشایشى پیدا کنند؛ این یک گام بلند در راه رفاه عمومى است.
در مورد مقابلهى با پیشرفت علمى هم یک نمونهى مهمش همین مسئلهى انرژى هستهاى است. در گفتهها، در گفتگوهاى سیاسى و غیره مىگویند دولتهاى غربى با دارا بودن قدرت هستهاى در ایران موافق نیستند؛ خب نباشند. مگر ما براى به دست آوردن قدرت هستهاى از کسى اجازه خواستیم؟ مگر ملت ایران با اجازهى دیگران وارد این میدان شده است که بگویند ما موافق نیستیم؟ خب موافق نباشید. ملت ایران موافق است و مایل است این انرژى را داشته باشد. من سال گذشته هم در اجتماع روز اول فروردین در اینجا گفتم که انرژى هستهاى براى کشور ما یک ضرورت است، یک نیاز بلندمدت است. امروز اگر مسئولین کشور در به دست آوردن انرژى هستهاى کوتاهى کنند، نسلهاى بعد آنها را مؤاخذه خواهند کرد. ملت ایران و کشور ایران به انرژى هستهاى و این توانایى براى زندگى - نه براى سلاح - احتیاج دارد. عدهاى مىنشینند همان حرف دشمن را تکرار مىکنند که: آقا! چه لزومى دارد؟ چه لزومى دارد؟ آیندهى کشور را به خطر انداختن، نیاز فرداهاى کشور را بکلى ندیده گرفتن، این اشکالى ندارد؟ آیا مسئولین کشور حق دارند به نسلهاى آینده خیانت کنند؟ امروز نفت را برداریم مصرف کنیم؛ یک روزى این نفت تمام خواهد شد. آن روز ملت ایران براى برق خود، براى کارخانهى خود، براى گرماى خود، براى روشنایى خود، براى حرکت زندگى خود، دست نیاز دراز کند به سوى کشورهاى دیگر تا به او انرژى بدهند؟ این براى مسئولینِ امروز کشور جایز است؟ عدهاى حرف دشمن را تکرار مىکنند. همانهایى که ملى شدن نفت را که به وسیلهى دکتر مصدق و مرحوم آیةاللَّه کاشانى انجام گرفت، امروز تمجید مىکنند - که آن کار، نسبت به این کار کوچک بود؛ این از او بزرگتر است - همانها امروز نسبت به انرژى هستهاى همان حرفى را مىزنند که مخالفین مصدق و کاشانى آن روز مىگفتند. اینها قابل قبول نیست. ما در این راه پیش رفتیم، با ابتکار خودمان پیش رفتیم. مسئولین کشور ما هیچ بىقانونى هم نکردند. همهى فعالیتهاى ما در مقابل چشم آژانس هستهاى است، ایرادى هم ندارد؛ ما حرفى نداریم که زیر نظر آنها باشد. جنجال کردن و فشار وارد آوردن روى ملت ایران براى این مسئله، استفادهى ابزارى کردن از شوراى امنیت سازمان ملل، براى قدرتهاى مقابل ملت ایران زیان به بار خواهد آورد. این را من بگویم؛ اگر قرار باشد بخواهند از شوراى امنیت استفادهى ابزارى کنند، و بخواهند این حق مسلّم را از این راه ندیده بگیرند، ما تا امروز آنچه را که انجام دادیم، برطبق قوانین بینالمللى انجام دادیم؛ اگر آنها بخواهند بىقانونى کنند، ما هم مىتوانیم بىقانونى کنیم و خواهیم کرد. اگر بخواهند با تهدید و اعمال زور و خشونت رفتار کنند، بدون تردید بدانند ملت ایران و مسئولین ایران در مقابل دشمنانى که به آنها تعرض کنند، از همهى ظرفیت خود براى ضربه زدن استفاده خواهند کرد.
من عرایضم را مىخواهم تمام کنم. این توصیههاى خادم ملت ایران است به ملت ایران. توصیهى من این است: این شعارى که ما امسال مطرح کردیم - یعنى اتحاد ملى و انسجام اسلامى - این را رعایت کنید. اتحاد ملى، یعنى یکپارچگى ملت ایران. انسجام اسلامى، یعنى ملتهاى مسلمان با هم همراه باشند. ملت ایران رابطهى خود را با ملتهاى اسلامى محکمتر کند. ما اگر بخواهیم اتحاد ملى و انسجام اسلامى تحقق پیدا کند، باید بر اصولى که بین ما مشترک است، تکیه کنیم. نباید خودمان را سرگرم فروعى بکنیم که مورد اختلاف است.
توصیهى بعد این است که ملت عزیز ما، مخصوصاً جوانان ما، اعتماد به نفس خودشان را از دست ندهند. جوانان عزیز! جوانان عزیز ملت ایران! شما مىتوانید؛ مىتوانید کارهاى بزرگ بکنید، مىتوانید کشور خود را به اوج اعتلاء و عزت برسانید. اعتماد به نفس، اعتماد به مسئولین کشور، اعتماد به دولت، همان چیزى است که دشمنان مىخواهند نباشد. دشمنان مىخواهند مردم به دولت - که مسئولیت ادارهى امور کشور را دارد - بىاعتماد باشند؛ سعى کنید این نقشهى دشمن را خنثى کنید. من از دولت حمایت مىکنم. از همهى دولتهاى بر سر کار و منتخب مردم حمایت کردم، بعد از این هم همین خواهد بود؛ از این دولت هم به طور خاص حمایت مىکنم. این حمایت، بىدلیل و بىحساب و کتاب نیست. اولاً جایگاه دولت در نظام جمهورى اسلامى و در نظام سیاسى کشور ما جایگاه بسیار مهمى است، ثانیاً بیشترین مسئولیتها را دولت بر دوش دارد؛ بعد هم این جهتگیرىهاى دینى و این ارزشگرایى انقلابى و اسلامى خیلى ارزش دارد. سختکوشى، تلاش فراوان، ارتباط با مردم، سفرهاى استانى، جهتگیرى عدالت و زىّ مردمى؛ اینها خیلى قیمت دارد و من قدر این کارها را مىدانم. من به خاطر این چیزها از دولت حمایت مىکنم. البته این حمایت، حمایت بىحساب و کتاب نیست؛ توقعاتى هم در مقابلش از دولت دارم. اولین توقع من این است که به مسئولین دولتى مىگویم خسته نشوند؛ اعتماد به خدا را از دست ندهند؛ به خدا اعتماد کنند و به این مردم اعتماد کنند؛ زىّ مردمى خودشان را حفظ کنند؛ در دام تجملگرایىهایى که افرادى مىافتند، نیفتند؛ مراقب و مواظب باشند؛ در مخاصمات جناحى وارد نشوند؛ وقتشان را با دعواهاى سیاسى تلف نکنند؛ با همهى وجود و با همهى توان براى این مردم کار کنند؛ آنچه را که با مردم در میان مىگذارند، به تحقق برسانند و دنبال کنند.
ما باید چشمهاى خودمان را باز کنیم. ما باید به خدا متوسل باشیم، متذکر باشیم. ملت ایران ملت بزرگى است، ملت توانایى است، هدفهاى بزرگى دارد، راهى هم به سوى این هدفها دارد که مىتواند طى کند. من امیدوارم خداى متعال تفضلات خود را بر شما ملت ایران به طور مستمر ببارد؛ باران لطف خود را بر سر شما ببارد و انشاءاللَّه امروز که روز اول سال 86 است، سرآغاز یک سال پُربرکت براى مردم باشد.
کلمات کلیدی :
» نظر